برای تعجیل در فرج و سلامتی آقا امام زمان صلوات
قسمتی از وصیتنامه سردار شهید حاج حسین خرازی:
شخصی هستم معتقد به انقلاب اسلامی ایران و رهبری و ولایت حضرت امام خمینی روحیلهالفداه، در عصر غیبت امام زمان(عج). از مردم میخواهم كه پشتیبان ولایت فقیه باشند.
راه شهدای ما راه حق است، اول میخواهم كه آنها مرا بخشیده و شفاعت مرا در روز جزا كنند و از خدا میخواهم كه ادامهدهنده راه آنها باشیم. آنهایی كه با بودنشان و زندگیشان به ما درس ایثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما می آموختند.
به نقل از: دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای

فرازی از وصیت نامه ی شهید عبدالحسین برونسی (در ادامه مطلب)
ادامه مطلب...
نزدیک
بیست ساله اونجا بودن/یکی بود دلش خیلی پربود خیلی حرفها داشت میگفت:بابا چرا نمیان از طرف رهبری یا
از طرف احمدی نژاد مارو ببینن ما حرفامونو بهشون بگیم؟بابا بخدا ماهم درد داریم...ما هم یه روزی سالم بودیم
عین شماها ،کار میکردیم.یه اخوندی هم از طرف رهبری اومد پیشمون من اومدم دوکلام باشون حرف بزنم روشو
کرد اونطرف به من گفت:حاج اقا انشاالله خدا شفا میده... یکی دیگه بود حرفهای دلش رو توی دفتر مینوشت و
برامون چندتا از حرفهاش درباره شهید احمدی روشن رو خوند و ماهم مثل همیشه بغضمون ترکید/یکیشون
خیلی بانمک بود همش میگفت واسه سلامتی حضرت زهرا صلوات... یکیشون خیلی سالم بود که من تونستم
باش یه چند کلام یهم صحبت کنم....اینقدر اونجا جالب بود که نگو هرجا تا اسم حضرت زهرا سلام الله علیها
میومد همشون گریه میکردند.خلاصه حال وهوای خاصی داشت از پیامبر اکرم(ص)حدیث داریم که هرکس به
عیادت بیماری برود پاهایش دربهشت قرار میگیرد...

با خنده ی خود به درد ما خاتمه ای
زیباتر ازین نام ندیدم به جهان
سید علی حسینی خامنه ای
فدای یک نگاهت...

تو جان بخواه آقا...

داستان درباره یک کوهنورد است که میخواست از بلندترین کوهها بالا برود او پس از سالها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار این کار را فقط برای خود میخواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود. او سفرش را زمانی آغاز کرد که هوا رفته رفته رو به تاریکی میرفت ولی قهرمان ما به جای آنکه چادر بزند و شب را زیر چادر به شب برساند، به صعودش ادامه داد تا این که هوا کاملاٌ تاریک شد. به جز تاریکی هیچ چیز دیده نمیشد سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمیتوانست چیزی ببیند حتی ماه وستارهها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند . کوهنورد همانطور که داشت بالا میرفت، در حالی که چیزی به فتح قله نمانده بود، ناگهان پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط کرد..
سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامیخاطرات خوب و بد زندگیاش را به یاد میآورد. داشت فکر میکرد چقدر به مرگ نزدیک شده است که ناگهان احساس کرد طناب به دور کمرش حلقه خورده و وسط زمین و هوا مانده است. حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط کاملش شده بود. در آن لحظات سنگین سکوت، چارهای نداشت جز اینکه فریاد بزند: “خدایا کمکم کن”. ناگهان صدایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه میخواهی ؟ – نجاتم بده. – واقعاٌ فکر میکنی میتوانم نجاتت دهم. – البته تو تنها کسی هستی که میتوانی مرا نجات دهی. – پس آن طناب دور کمرت را ببر برای یک لحظه سکوت عمیقی همه جا را فرا گرفت و مرد تصمیم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نکند. روز بعد، گروه نجات آمدند و جسد منجمد شده یک کوهنورد را پیدا کردند که طنابی به دور کمرش حلقه شده بود در حالیکه تنها یک متر با زمین فاصله داشت!!

و شما؟ شما تا چه حد به طناب زندگی خود چسبیده اید؟ آیا تا به حال شده که طناب را رها کرده باشید؟ هیچگاه به پیامهایی که از جانب خدا برایتان فرستاده میشود شک نکنید. هیچگاه نگویید که خداوند فراموشتان کرده یا رهایتان کرده است. هیچگاه تصور نکنید که او از شما مراقبت نمیکند و به یاد داشته باشید خدا همواره مراقب شماست
شخصى
از امام صادق عليه السلام پرسيد: گاهى به من گفته مى شود: دوستت دارم. از
كجا بدانم كه (راست مى گويد و) دوستم دارد؟ حضرت فرمودند: قلب خودت را
بيازماى، پس اگر تو او را دوست دارى، بدان كه او نيز تو را دوست دارد.

ثَلاثٌ تـُورِثُ المَحَبَّه: الـدَیـنُ وَ التَّـواضُعُ وَ البَذلُ؛ سه چیز است که محبت آورد: قـرض دادن و فـروتنـى و بخشـش.
هنگامی که انسان به نماز ایستاد،
رحمت خدا ازآسمان بر او نازل می شود
و ملائکه اطرافش را احاطه می کنند
و فرشته ای می گوید: اگراین نمازگزار ارزش نماز را می دانست
هیچ گاه از نماز منصرف نمی شد.
( اصول کافی ، ج 3، ص 265 )

امام صادق می فرمایند:
پیروی
و اطاعت از پروردگار،
خدمت کردن به او در زمین است
وهیچ چیز در خدمت به پروردگار،
معادل نماز نیست .

عادت به روضه کرده دلم روضه خوان کجاست
صاحب عزای فاطمه، آن بی نشان کجاست
قربان اشک روز و شب چشم خسته ات
مولا فدای مادر پهلو شکســــته ات
التماس دعا

بعد از این خورشید می ماند غریب ، می تراود از لبش ام یجیب . . .

دقایقی پیش پیام ضبط شدۀ ویدیوئی باراک اوباما به مناسبت نوروز ۹۰ بر روی وبسایت کاخ سفید قرار گرفت.
وبسایت کاخ سفید یک ساعت پیش از تحویل سال جدید شمسی این پیام را منتشر کرد.
ادامه مطلب...
اگر جامانده ایم از کاروانیم...
کربلا...
مارا نیز در خیل کربلاییان بپذیر...
ما می آییم تا بر خاک تو بوسه زنیم و آنگاه روانه دیار قدس شویم...

جاذبه خاک به ماندن میخواند وآن عهدباطنی به رفتن،عقل به ماندن میخواند و عشق به رفتن...واین هر دو را خداوند آفریده است تا وجود انسان در آوارگی وحیرت میان عقل و عشق معنا شود.( شهید اوینی)

شهادت، زيباترين، بالندهترين و نغزترين کلام
در تاريخ بشريت است، شهادت بهترين و روشنترين معني حقيقي توحيد است و
تاريخ تشيع خونينترين و گوياترين تابلو نمايانگر شکوه و عظمت شهيد است(شهید ابراهیم همت)

منتظر واقعی، كسی است كه به امامش معرفت داشته باشد؛ یعنی اعتقاد به ولایت و معرفت به شخصیت او. اعتقاد به ولایت، تعهد و پیمانی است كه جز با اطاعت كامل نمیشود. كسی منتظر واقعی است كه علاوه بر خودسازی به دیگرسازی نیز بپردازد، تا از این طریق، زمینههای ظهور آن حضرت را فراهم سازد.
پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم پیش از اینكه ستاره پرفروغ امامت امامان علیهم السلام طلوع كند، برترین جهاد امتش را انتظار فرج دانسته است؛ زیرا انتظار فرج، انتظار جهاد و انقلابی عظیم بر ضد تمام ظلمها و جنایتها و اجرای عدالت به تمام معنا در سراسر جهان است. حضرت علی علیه السلام در حدیثی فرموده است:
كسی كه در انتظار اقامه نماز به سر برد، در طی زمان انتظارش، در حال نماز به شمار میرود.(3)
پس كسی كه در انتظار اقامه دین حق و برپایی دستورهای الهی در سراسر جهان است، چه پایگاه و منزلتی دارد؟ در زندگی ظاهری دنیا، هر امام، در عصر خود به حمایت و یاری پیروان و شیعیان خود نیاز دارد. امام، اگر علی علیه السلام هم باشد، اگر حمایتگری نیابد و شاهد خیانت دوستان باشد، مجبور به خانه نشینی است، تا چه رسد به امامی كه در غیبت بهسر میبرد و انقلاب بسیار عظیمی در پیش دارد كه فقط با حمایت پیروان و شیعیانش تحقق خواهد پذیرفت.



